دفتر شعر
۵۲۲ شعر در این دفتر
شدت گر منهج اول به نیتبود آن انتشاء واحدیت
دگر از منقطع وحدانیت طمعاگر باشد بود آنحضرت الجمع
نشان از منتهای معرفت جومقام واحدیت را جهت جو
مناسب آنکه ذاتیه است بالعینمیان حق و عبد آنراست وجهین
مهیمون از ملایک نوع خاصندکه از قید عبودیت خلاصند
بود گر معنی موتت به نیتشد آن قمع هواهای طبیعت
صفی شاد که بهر با تمیزانقلم گیرد پی تحقیق میزان
شهی کونامش ابراهیم خاص استخود او را در توکل اختصاص است
نبوت از حقایق باشد اخبارکه شد عرفان ذات حق و آثار
نجیبانند در عالم چهل تنباصلاح امور ناس ذی فن
نفس گویند ترویح قلوبستبامداد لطایف کز غیوب است
ز رحمانی نفس بشنو تو نیکواضافی است و وحدانی وجود او
تو را نفس ار شناسی بس شریفستبُخاری جوهری پاک و لطیف است
چو شیطانی تو را اماره نفس استکه او را در نمایش هفت رأس است
چو دانستی رؤس هفتگانهکنون بشنو هم از هر یک نشانه
نشانی گویمت تا باز دانیکه نفست چون برد از ره نهانی
یکی هیچ اندرین سیر و جهادتز اخلاص علی نامد بیادت
دگر گویم علامتها در این بابکه تا باشد نشانی بهر اصحاب
سر خشم و غصب ببریده کی شدبوقتی کت امید از خلق طی شد
نشانی از تواضع وز تکبرتو را گویم هم ار داری تدبر
بود پاک از حسد آنگاه دلقتکه وحشت باشد از اجماع خلقت
دگر آنسر که از حرص است و از آزنشانی گویمت در قطع آن باز
نشانی بود این در ترک آزتدگر از بخل گویم نکته بازت
دگر بشنو علامات ریا راکه بری سر ز اخلاص اژدها را