دفتر شعر
۱۴۷ شعر در این دفتر
یاد آن وقتی کنید از واقعاتکه شما را دادم از محنت نجات
وآنکه موسی را چهل شب از صلاحوعده فرمودیم بهر افتتاح
وآنکه ما دادیم موسی را کتابتا شما یابید راهی بر صواب
وینکه گفتید ای کلیم حق جبینبر تو ما ناریم ایمان از یقین
وآنکه ما گفتیم ایشان را ز جوداندر این قریه فرود آیید زود
آن گروهی کاهل ایمانند و دیناز ره تقلید و ظاهر نه از یقین
وینکه بگرفتیم میثاق وجوداز شما هم عهد ایمان و سجود
وینکه موسی گفت از رب البشرقوم را امر است بر ذبح بقر
گشت قاسی پس شما را دل چو سنگسختتر زآن بلکه دل بگرفته زنگ
رفتم از خود محو آن سیما شدمرفته رفته غرقۀ دریا شدم
پس طمع دارید آیا کاین گروهمر شما را بگروند از هر وجوه
مؤمنان را چونکه بینند از نفاقدعوی ایمان کنند و اتفاق
بود امیّون از ایشان فرقه ایدر بحار آرزوها غرقه ای
وینکه بگرفتیم ما میثاق خودز آل اسرائیل از اشفاق خود
هم گرفتیم از شما عهد ولاءکه بپرهیزید از سفکِ دِمآء
هم به تحقیق اینکه موسی را کتابما عطاء کردیم از راه خطاب
بد بود چیزی که می اندوختندنفس های خود به آن بفروختند
چون بر ایشان گفته شد کاین سو شویدجمله بر «مآ أنزَلَ الله» بگروید
هم محقق موسی کامل صفاتمر شما را آمد او با بیّنات
گو بر ایشان بر شما بی معذرتگر بود خالص سرای آخرت
دل بپا خیزد چو او بی پی شودوین به غیر از شور عشقی کی شود
یافتشان خواهی همانا از جهاتاحرص ایشان را ز مردم بر حیات
گو، هر آن کآمد عدو جبرئیلکت به دل نازل شد از رب جلیل
ما فرستادیم ای کامل صفاتسویت آیاتی چنین با بیّنات