دفتر شعر
۱۴۷ شعر در این دفتر
پیروی کردند چیزی را که دیوخواند بر ملک سلیمان از غریو
ای گروه مؤمنان بهر ادببر نبی از «راعِنَا» بندید لب
کافران و مشرکان خیری کز اوستبر شما نازل نمی دارند دوست
آنچه شد منسوخ ز آیت بیش و کمیا که ترک ، آریم بهتر باز هم
هر دو اندر لوح محفوظ است ضبطهر دو دارد بر صلاح خلق ربط
میکنید آیا اراده که سؤالاز رسول خود نمایید از جدال
خود بپا دارید هر وقتی صلاتهم دهید اشخاص مسکین را زکات
در جنان گفتند داخل غیر هودکس نگردد یا نصاری هر که بود
مر یهودان بر نصاری دق زنندنیستشان چیزی دم از ناحق زنند
کیست ظالم تر از آن کز گمرهیاز مساجد کرد منع وز ابلهی
گوید آن کس که به دانش نیست جفتحق چرا با ما نمی آید به گفت
ما فرستادیم بالحق ای رسولهم بشیر و هم نذیرت در نزول
آن کسان که دادم ایشان را کتابزآن بخوانند آنچه حق است و صواب
ذکر اسرائیلیان و افضال حقکه بر ایشان شد، گذشت اندر ورق
وآن زمان که آزموده شد خلیلیعنی ابراهیم از رب جلیل
وینکه گرداندیم جای بازگشتخانه را بر مردم از هر شهر و دشت
گفت ابراهیم، که ای پروردگاراین بلد را امن گردان از عثار
کرد ابراهیم وقتی که بلندپایهای خانه را دور از گزند
کن تو ای پروردگار از ما قبولمی برانگیزان در ایشان یک رسول
رنگ حق است این مذاهب وین مللرنگ را زو کیست بهتر در عمل
گو تخاصم می کنید آیا ز کیندر خدا و علم غیب و امر دین
سالها می بود روی اقدسشدر عبادت سوی بیت المقدسش
همچنین گرداندم از هر رهگذرمر شما را امتی بس خوبتر
چونکه ما دیدیم رویت در سماگشته بهر انتظار وحی ما