دفتر شعر
۱۴۷ شعر در این دفتر
مؤمنان جویید از وجه ثباتاستعانت جمله بر صبر و صلات
آن صفا و مروه آثار خداستوز علامت های دین بهر شماست
آن کسانی که بپوشند از عصاتآنچه نازل کرده ایم از بیّنات
غیر آنها که به حق تائب شدندبر هوای نفس دون غالب شدند
آن خدایی که شما را شاهد استآن خدای بی شریک واحد است
چون شنیدند اهل کفر از اهل راهکه بود واحد مر ایشان را اِله
بعضی از مردم که اندر آزموندون حق گیرند همتایان دون
داده یکجا خانمان بر باد عشقرفته یاد از یادشان جز یاد عشق
نوبت آید که ز متبوعین پیشتابعان گردند دور از خوف خویش
ایها الناس از حلال اندر زمینخورد باید پاک و طیّب زآن و این
چون بر ایشان گفته شد که پیرویآورند از حق به وجه معنوی
ای گروه مؤمنان اندر حیاترزقهای خود خورید از طیّبات
آن کسانی که بپوشند از عتابآنچه نازل کرد حقشان از کتاب
نیست نیکو گر که اندر جستجوسوی غرب و سوی شرق آرید رو
ای گروه مؤمنان از عام و خاصبر شما بنوشته شد حکم قصاص
مر شما را در قصاص آمد حیاتاهل هوش ار هیچ دارید التفات
شد نوشته بر شما هنگام فوتاز شما چون شد یکی حاضر به موت
پس هر آن کو بست چشم عقل و دیدکرد تبدیل آنچه از موصی شنید
ای گروه مؤمنان اندر مقامبر شما بنوشته شد حکم صیام
نی خورید از روی ظلم و جور و شرّمالِ هم را در میان یکدگر
چه از تو پرسند از «أهلِّه» در اساسگو بود آن وقت ها از بهر ناس
هر کجا یابیدشان ریزید خونهم نمایید از دیار خود برون
هم کنید انفاق مال خویش رادر ره حق حفظ دین و کیش را
حج و عمره فرض آمد بر عبادحق بیان آن کند بعد از جهاد