دفتر شعر
۸۵ شعر در این دفتر
در تکیهگه واسع این بزم جلیلاندر دم امتیاز با سعی جمیل
از ملک ملوک ما درین بیت جلیلکاراسته صد بلا از آئین جمیل
این ساعی اگرچه باشد از حسن قلیلبیدانائی و راه علم و تحصیل
آن راه که از حال سهیلی است جمیلاز میل درو به که نمایم تعجیل
المنة لله که از سعی جمیلاین منزل فیضبخش بیمثل و عدیل
اسبی که بود پویه گهش چرخ نهمدر تک شکند تارک خورشید به سم
بر پیکر آن سرور خورشید علمکز عارضهای گشته مزاجش درهم
ای نام تو در هر لغتی ذکر اناموز تذکرهٔ نام تو شیرین لب و کام
ای درگه خاصت از شرف کعبه عاموی چرخ به سدهٔ تو در سجده مدام
سقا پسرا خسته دل از دست توامبیمارتر از چشم سیه مست توام
این بستر خستگی که انداختهامبروی ز تب هجری تو بگداختهام
دی از کرم داور دوران کردمسودی و زیان نیز دو چندان کردم
اسلام که گم کرده ز دل آراممبسیار خطر دارد ازو اسلامم
زان پیش که هجر تو برد آراممآمد به وداع تو دل خود کامم
خواهم که شبی محو جمال تو شومنظارگی بزم وصال تو شوم
دارد ز خدا خواهش جنات نعیمزاهد به ثواب و من به امید عظیم
گیرم که به چشم خلق پوید دشمنبا من ره غالبیت اندر همه فن
چون مهر تو میتوان نهان ورزیدنباید ز چه رسوای جهان گردیدن
از لطف تو سهل است کرم ورزیدنچشم از گنه بی گنهان پوشیدن
در کعبه قدم نهادهام وای به مندور از ره دین فتادهام وای به من
گوئی ز ته بستر آن حجله نشینتا ناف پر است از نافهٔچین
اسلام مگو آفت ایام است اینافت چه بلای صبر و آرام است این
اسلام مرا ای دل دیندار ببیندر صورت او قدرت جبار ببین
ای شیخ که هست دایم از نخوت تودر طعنهٔ آلایش من عصمت تو