دفتر شعر
۱۱۳ شعر در این دفتر
چو بر رامین بیدل کار شد سختبه عشق اندر مرو را خوار شد بخت
چو دایه پیش ویس دلستان شدچو جادو بد گمان و بد نهان شد
چو سر بر زد ز خاور روز دیگرخور تابان چو روی ویس دلبر
چو روز رام شاهنشاه کشورنبرد آراست با گردان لشکر
چو پیش ویس رفت او را دُژم دیدز گریه در کنارش آب زم دید
چو خواهد بد درختی راست بالاچو بر روید بود ز آغاز پیدا
چو رامین بود با خسرو یکی ماهبه نخچیر و به رامش گاه و بیگاه
خوشا جایا بر و بوم خراساندرو باش و جهان را میخور آسان
چو بشنید این سخن آزاده شمشادشد از گفتار موبد خرم و شاد
چو بیرون آمد از دروازه خرمشد از تیمار هجرش نیمهای کم
چو آگه گشت شاهنشاه موبدکه پیدا کرد رامین گوهر بد
پس آنگه پاسخی کردش بآیینبه پایان تلخ و از آغاز شیرین
چو در مرو گزین شد شاه شاهاندلش خرم به روی ماه ماهان
چو از دیدار ویسه گشت نومیدبه چشمش تیره شد تابنده خورشید
بدان گاهی که شاهنشاه موبدبرون رفت از نگارین کاخ و گنبد
چو شاه و ویس و رامین هر سه باهمدگر باره شدند از مهر بی غم
جهان را گوهر و آیین چنین استکه با همگوهران خود به کین است
دز اشکفت بر کوه کلان بودنه کوهی بود برجی زاسمان بود
چو آگه گشت ویس از رفتن رامبه چشمش بام تیره گشت چون شام
چو رامین آمد از گرگان سوی مروتهی بد باغ شادی از گل و سرو
چو شاه اندر سفر پیروزگر گشتبه پیروزی و کام خویش برگشت
چو باز آمد ز قلعه شاه شاهاننبد همراه با او ماه ماهان
شب دوشنبه و روز بهاریکه شه باز آمد از گرگان و ساری
چو شاهنشاه آگه شد ز رامیندگر ره تازه گشت اندر دلش کین