دفتر شعر
۹۴ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۵
مطلوب من از وُسْعِ طلب بیرون است
شمارهٔ ۲۶
کز هر دو شدن برون، ز مردانگیست
شمارهٔ ۲۷
مشغول، چو خلقِ بیخبر، در هوسی
شمارهٔ ۲۸
تا بندهتر ز جمله آزادترم
شمارهٔ ۲۹
مستغرق آن چیز چنانم که مپرس
شمارهٔ ۳۰
پیش از اجل این خانه بپرداختهایم
شمارهٔ ۳۱
بر خاک فتاده، با دلی پرخون، کیست
شمارهٔ ۳۲
عالم عالم، جهان جهان، راز آورد
شمارهٔ ۳۳
کافتاده چو مرغ نیم بسمل کاری است
شمارهٔ ۳۴
برخاسته دل بیخور و خواب افتاده
شمارهٔ ۳۵
وز گردش او چرخ دو تا میگردد
شمارهٔ ۳۶
بینقش شد و چو نقش از سنگ برفت
شمارهٔ ۳۷
گاه از پس و گه ز پیش میخواهم گشت
شمارهٔ ۳۸
وانگه قدم از چرا و چون میزدهام
شمارهٔ ۳۹
خود میباید خویشتنم، اینت عجب!
شمارهٔ ۴۰
در میبینم قطرهٔ بارانم را
شمارهٔ ۴۱
بس درد که بر امید درمان بفزود
شمارهٔ ۴۲
تا کی ز هوس گرد جهان خواهم گشت
شمارهٔ ۴۳
در گرد دو کون پرده ساز آیم من
شمارهٔ ۴۴
آن خویش ندیدمش که خویشش دیدم
شمارهٔ ۴۵
خود را ز ورای عقل سودایی ساز
شمارهٔ ۴۶
صد واقعه پیش و پس فرو میگیرد
شمارهٔ ۴۷
زان، درد من از قطرهٔ باران بیش است
شمارهٔ ۴۸
زیرا که زیادتست هر دم طلبم