دفتر شعر
۹۴ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۴۹
از پردهٔ دل هزار آواز شناخت
شمارهٔ ۵۰
جان نیز ز دست رفت و بر پای نماند
شمارهٔ ۵۱
موج آمد و باکنار زد زود مرا
شمارهٔ ۵۲
پیوسته درین راه طلبکار آید
شمارهٔ ۵۳
هر چیز که هست قطرهای شبنم گیر
شمارهٔ ۵۴
هر لحظه به صد گام دگرگونی در
شمارهٔ ۵۵
سرمایهٔ این سلوک خواری است مرا
شمارهٔ ۵۶
جز گرم روی همنفس آنجا نرسد
شمارهٔ ۵۷
فارغ ز وجود نیک و بد خواهم شد
شمارهٔ ۵۸
در فرقت خویشتن صبور افتاده
شمارهٔ ۵۹
بر درگه عشق سرنگون آمده بود
شمارهٔ ۶۰
اقبال هزار ساله در یک دم دید
شمارهٔ ۶۱
در مذهب من چه کام و چه ناکامی
شمارهٔ ۶۲
جنبش ز دلِ مسافرم میبینم
شمارهٔ ۶۳
هر گامم ازو ز صد جهان بیش آمد
شمارهٔ ۶۴
روزن گردد جملهٔ ذرات مرا
شمارهٔ ۶۵
احول نیم و چو احولان غرّه نیم
شمارهٔ ۶۶
تا برخیزد نقاب از هر ذرّه
شمارهٔ ۶۷
بر عقل سبک سران گران میبینم
شمارهٔ ۶۸
محوی عجبم نه جسم نه جانم من
شمارهٔ ۶۹
شادی و غم و بیش و کمم یک سان است
شمارهٔ ۷۰
بالای مقام عقل و تمییز شدیم
شمارهٔ ۷۱
پیدا زادیم لیک پنهان مُردیم
شمارهٔ ۷۲
گه می مردم صریح و گه میزادم