دفتر شعر
۳۵ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
ز آنجا سخنی نیست به از کوتاهی
شمارهٔ ۲
و آورده به روی هر کسم رویی بود
شمارهٔ ۳
چون نیست مرا خود محل اینجا چه کنم
شمارهٔ ۴
شرط است ز پیش مغز، بشکستن پوست
شمارهٔ ۵
تا همچو زمین کنون فرو آسودم
شمارهٔ ۶
زین بیش دریغ بر شمار است هنوز
شمارهٔ ۷
دردا که نشد پاک و شد از درد هلاک
شمارهٔ ۸
در خرمن شرک خوشه چین خواهم بود
شمارهٔ ۹
با سوز دلم ستیزهای ساز نهد
شمارهٔ ۱۰
گفتم که ریاضت دهمش بِهْ گردد
شمارهٔ ۱۱
وز حرص همه مغز سرم میسوزد
شمارهٔ ۱۲
وز بیم رهی که هست در پیش مرا
شمارهٔ ۱۳
با نفس پلید همنشین میبینم
شمارهٔ ۱۴
بی یوسفِ مهر، پیرهن میخواهد
شمارهٔ ۱۵
گاهم ز سر خشم بر آتش بودن
شمارهٔ ۱۶
تا چند سر افراشته آید آخر
شمارهٔ ۱۷
گلخن دارد پر استخوان چتوان کرد
شمارهٔ ۱۸
در گوشه نشست و منصبِ شاهی داشت
شمارهٔ ۱۹
در کشتن این نفس ستمکار شوند
شمارهٔ ۲۰
بر باقی نفس، تیر ِ باران باید
شمارهٔ ۲۱
آلوده نجاستِ منی گوهرِ تو
شمارهٔ ۲۲
افتاده به بازار جهان در تک و تاز
شمارهٔ ۲۳
سجادهٔ تسلیم فرو کن بنشین
شمارهٔ ۲۴
به زانکه رهی ز ماه تا ماهی برد