دفتر شعر
۷۷ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۴۹
غم بود که بود روز و شب همدم ما
شمارهٔ ۵۰
بسیار بگفتیم و شنودیم وشدیم
شمارهٔ ۵۱
گه پیشِ بلا نشانه خواهیم شدن
شمارهٔ ۵۲
وز حرص و حسد در تب وتفتیم همه
شمارهٔ ۵۳
هرگز به مراد دل دمی نشمردیم
شمارهٔ ۵۴
کو دل که ز دیده خون گشادست امروز
شمارهٔ ۵۵
وز مانده نیز حیرتی بیش نماند
شمارهٔ ۵۶
تن را سبب هلاک آمد در پیش
شمارهٔ ۵۷
جان در سر دل شد و به جانان نرسید
شمارهٔ ۵۸
هم عمر عزیز میرود در خواری
شمارهٔ ۵۹
مهدی مرا به ظلم دجّال بکشت
شمارهٔ ۶۰
جان و دل بیقرارم از دست بشد
شمارهٔ ۶۱
وز جان به لب رسیده تیمار رسید
شمارهٔ ۶۲
می نتوان شد مقیم هم خانهٔ عمر
شمارهٔ ۶۳
در پردهٔ نیستْ هست شوریده و مست
شمارهٔ ۶۴
وین تیره سرای، سخت نامحرم بود
شمارهٔ ۶۵
جز حسرت و جز فکندگی نادیده
شمارهٔ ۶۶
هر خشک و ترم که بود در درد گذشت
شمارهٔ ۶۷
کارم بنرفت و کار تاوان آمد
شمارهٔ ۶۸
دل خون شد و یاوه گشت اگر جانی بود
شمارهٔ ۶۹
کس در دو جهان بر نتواند آورد
شمارهٔ ۷۰
جان مست شد از دریغ اگر مست نبود
شمارهٔ ۷۱
در محنت و تیمار بمی باید مرد
شمارهٔ ۷۲
جان شد ز جهان و از جهان سود ندید