دفتر شعر
۷۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
کس نام گشادن نشنیدست چه سود
شمارهٔ ۲
کز عین نشان بروست وز عین عیان
شمارهٔ ۳
جز خون خوردن نماند رویی کس را
شمارهٔ ۴
بربوی وصال باد میپیمایند
شمارهٔ ۵
نقش دو جهان ز دل ستردند همه
شمارهٔ ۶
بنیاد وجود، خاک و خون میبیند
شمارهٔ ۷
چون شمع ز سوختن فرومرد آخر
شمارهٔ ۸
گاهی ز شبه چو نمله اندر طاسیم
شمارهٔ ۹
از همت جان آرزومند رسد
شمارهٔ ۱۰
هر دم تابی در دل سرمست دهد
شمارهٔ ۱۱
هر چیز که یافت جامهٔ جانان یافت
شمارهٔ ۱۲
تو هم نرسی چند کنی آه ای دل!
شمارهٔ ۱۳
موری تو حریف پیل نتوانی شد
شمارهٔ ۱۴
ماندی تو میان بیم و امید آخر
شمارهٔ ۱۵
در بادیهٔ نامتناهی اِستاد
شمارهٔ ۱۶
نه نیز به مرگ جاودانیش گرفت
شمارهٔ ۱۷
مندیش که در شکر شنیدن باشد
شمارهٔ ۱۸
گه خفته و گاه خورده، او کی باشی
شمارهٔ ۱۹
چون از گهر حقیقتی حقه تهی
شمارهٔ ۲۰
بندیش که هیچ جای آن هست ترا
شمارهٔ ۲۱
هم هر روزی به دیده باریکتری
شمارهٔ ۲۲
ور نه بنشین مصیبت جان میدار
شمارهٔ ۲۳
اجزای فلک به عشق طاقند همه
شمارهٔ ۲۴
یا گوش مرا هیچ شنیدن بودی