دفتر شعر
۷۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۲۵
وز درد وصال او سخن میگویم
شمارهٔ ۲۶
ور سر یابم نه گنج سر یافتن است
شمارهٔ ۲۷
وز بحر عیان عین عیانم نرسید
شمارهٔ ۲۸
نه خرقه نه لقمه نه وطن چتوان کرد
شمارهٔ ۲۹
بر چهره ز خون، جدول تقویم کشیم
شمارهٔ ۳۰
زین غم نفسی نیست سرِ آدمیم
شمارهٔ ۳۱
از معتکفانِ کوی یارم چکنم
شمارهٔ ۳۲
از ننگ نظر به سوی او نتوان کرد
شمارهٔ ۳۳
دل کیست که جان فراز نتوان آورد
شمارهٔ ۳۴
جان وقف بلای عشق او باید کرد
شمارهٔ ۳۵
جان نیز چو شمع عاشق زار آمد
شمارهٔ ۳۶
سرگشته شدم گردِ جهان چون گویی
شمارهٔ ۳۷
وز آسِ سپهرِ سرنگون سوده نشد
شمارهٔ ۳۸
خون خورکه درین حجاب خون خوار بسی است
شمارهٔ ۳۹
سیماب شدم تیز چه تازم چکنم
شمارهٔ ۴۰
خون شد دلم و امید پیوستم رفت
شمارهٔ ۴۱
یا در همه عمر آن چه همی جست آن یافت
شمارهٔ ۴۲
تو هیچ نیی درین هوس چند روی
شمارهٔ ۴۳
بی همنفسی هر نفسی اولیتر
شمارهٔ ۴۴
گه در خونم کشید و گه خاکستر
شمارهٔ ۴۵
سرگشته شب و روز چو پرگار بگشت
شمارهٔ ۴۶
هم گنج زمین و آسمان باز نیافت
شمارهٔ ۴۷
زر چون بینم به حس که مس نتوان دید
شمارهٔ ۴۸
کی چشم افتد به پرتو روی تو بر