دفتر شعر
۷۸ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۴۹
دل نتواند محرم دیدار تو گشت
شمارهٔ ۵۰
پس شرحِ رُخِ تو بیزبان خواهم داد
شمارهٔ ۵۱
در کوی تو تن فرودهم در تک و تاز
شمارهٔ ۵۲
اول قدم از دو کون بر باید خاست
شمارهٔ ۵۳
شب خوش بادم که یاد خوابی شنوم
شمارهٔ ۵۴
جز باد چه دارد دل ناشاد به دست
شمارهٔ ۵۵
جان را ز وصال تو پناهی بودی
شمارهٔ ۵۶
هر لحظه هزار شور انگیختهای
شمارهٔ ۵۷
از غیرت تو زیر زمین بنهفتند
شمارهٔ ۵۸
وین بدنامی جمله ز بیآرامیست
شمارهٔ ۵۹
گر سود کنیم و گرنه، سودات خوش است
شمارهٔ ۶۰
گاهی بگشادی و گهی در بستی
شمارهٔ ۶۱
کی در پیشم این همه مشکل بودی
شمارهٔ ۶۲
دستم ندهد بر سر کوی تو نشست
شمارهٔ ۶۳
هر لحظه مصیبتی دگر خواهم برد
شمارهٔ ۶۴
سرگشتهتر از هر فلکی خواهم شد
شمارهٔ ۶۵
دل نیز به عجز تن فروداد ونیافت
شمارهٔ ۶۶
هر چیز که دید پردهٔ روی تو ساخت
شمارهٔ ۶۷
چون مه بینم روی تو زو میجویم
شمارهٔ ۶۸
پیوسته یجوز و لایجوزم از تو
شمارهٔ ۶۹
مردند همه ز آرزوی لذت یافت
شمارهٔ ۷۰
تن در ستم هاویهٔ هجران داد
شمارهٔ ۷۱
پس چون بگشایم گرهِ هجران باز
شمارهٔ ۷۲
واخر ز غمت بادل غمناک شدم