دفتر شعر
۱۰۱ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۷۳
تادر آتش بر بفرازم گردن
شمارهٔ ۷۴
در تافتنم به جمع بشتافتهاند
شمارهٔ ۷۵
جز خود دگری را به بلا سوختمی
شمارهٔ ۷۶
تا پیش تو سرگذشت برگویم راست
شمارهٔ ۷۷
پروانه ز شوق کس نزد دیگر باز
شمارهٔ ۷۸
وز آتش سر بر سر پا باید سوخت
شمارهٔ ۷۹
کاو را پر سوخت سوز من سر تا پاست
شمارهٔ ۸۰
تا کشته به سوزد تن مسکینم نیز
شمارهٔ ۸۱
ایام بسی نهاد دردم بر سر
شمارهٔ ۸۲
شب میسوزم که انجمن افروزم
شمارهٔ ۸۳
کان شد که مرا پردهٔ زنبوری بود
شمارهٔ ۸۴
باری بکنم به کام دل ماتمِ خویش
شمارهٔ ۸۵
در زخم فراق انگبین باید بود
شمارهٔ ۸۶
میسوزم و میگدازم و میگذرم
شمارهٔ ۸۷
اشک است که پُر اشک کناری دارم
شمارهٔ ۸۸
شک نیست که زودتر بمی بایدرفت
شمارهٔ ۸۹
در سوختنم گریستن زار افتاد
شمارهٔ ۹۰
دورم همه در سوز مشوش بگذشت
شمارهٔ ۹۱
بر من دگری به راستی بگزینند
شمارهٔ ۹۲
سر در آتش چگونه باشم سرکش
شمارهٔ ۹۳
با آتش سینه سوز و دمسازی بین
شمارهٔ ۹۴
سرگشتهٔ روزگارِ نافرجامم
شمارهٔ ۹۵
تا روز مصیبت جهان خواهم داشت
شمارهٔ ۹۶
گه در سوزم عمر به سر بُرده شود