دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۱۴
افتاده در غرقابهای تا خود که داند آشنا
غزل شمارهٔ ۱۵
باخویش کن بیخویش را چیزی بده درویش را
غزل شمارهٔ ۱۶
ای عیسی پنهان شده بر طارم مینا بیا
غزل شمارهٔ ۱۷
جان گفت ای نادی خوش اهلا و سهلا مرحبا
غزل شمارهٔ ۱۸
انا فتحنا الصلا بازآ ز بام از در درآ
غزل شمارهٔ ۱۹
میشد روان بر آسمان همچون روان مصطفا
غزل شمارهٔ ۲۰
میدان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما
غزل شمارهٔ ۲۱
از زعفران روی من رو میبگردانی چرا
غزل شمارهٔ ۲۲
تا برکنم از آینه هر منکری من زنگها
غزل شمارهٔ ۲۳
کز چشم من دریای خون جوشان شد از جور و جفا
غزل شمارهٔ ۲۴
خون بارد این چشمان که تا بینم من آن گلزار را
غزل شمارهٔ ۲۵
ای قد مه از رشک تو چون آسمان گشته دوتا
غزل شمارهٔ ۲۶
کاخر چو دردی بر زمین تا چند میباشی برآ
غزل شمارهٔ ۲۷
با تو بگویم حال او برخوان اذا جاء القضا
غزل شمارهٔ ۲۸
سرمه کش چشمان ما ای چشم جان را توتیا
غزل شمارهٔ ۲۹
ما را چو تابستان ببر دل گرم تا بستان ما
غزل شمارهٔ ۳۰
چون اشک غمخواران ما در هجر دلداران ما
غزل شمارهٔ ۳۱
سور و عروسی را خدا بُبْرید بر بالای ما
غزل شمارهٔ ۳۲
در خواب غفلت بیخبر زو بوالعلی و بوالعلا
غزل شمارهٔ ۳۳
گردن بزن اندیشه را، ما از کجا او از کجا؟
غزل شمارهٔ ۳۴
از آسمان آمد ندا کای ماهرویان، الصلا
غزل شمارهٔ ۳۵
ای یوسف دیدار ما، ای رونق بازار ما
غزل شمارهٔ ۳۶
دفع مده دفع مده ای مَهِ عیار بیا
غزل شمارهٔ ۳۷
یار تویی، غار تویی، خواجه نگهدار مرا