دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۲۲۴۵
ما همگان محرمیم آنچ بدیدی بگو
غزل شمارهٔ ۲۲۴۶
وی شه میدان برگو برگو
غزل شمارهٔ ۲۲۴۷
در آن بهشت و گلستان و سبزه زار بجو
غزل شمارهٔ ۲۲۴۸
که مست و بیخودم از چاشنی محنت او
غزل شمارهٔ ۲۲۴۹
چو اشتهای سماعت بود بگهتر گو
غزل شمارهٔ ۲۲۵۰
شبم ز بام به حجره، ز حجره تا سر کو
غزل شمارهٔ ۲۲۵۱
چو من دل بجویم بود دلبر او
غزل شمارهٔ ۲۲۵۲
ساکن شدهام در منزل تو
غزل شمارهٔ ۲۲۵۳
بال و پر ما خوی خوش تو
غزل شمارهٔ ۲۲۵۴
رخ تو رخ تو رخ بافر تو
غزل شمارهٔ ۲۲۵۵
ز دل و جان لطیفتر شده مهمان عنده
غزل شمارهٔ ۲۲۵۶
که به گلزار تو رسد دل خسته به خار تو
غزل شمارهٔ ۲۲۵۷
خردم راه گم کند ز فراق گران تو
غزل شمارهٔ ۲۲۵۸
بگشا راز با همو که سلام علیکم
غزل شمارهٔ ۲۲۵۹
می چون ارغوان بده که شکفت ارغوان تو
غزل شمارهٔ ۲۲۶۰
حق آن خال شاهدت رو به ما آر ای عمو
غزل شمارهٔ ۲۲۶۱
در کف ما چند خلد خار تو
غزل شمارهٔ ۲۲۶۲
هین که رسید از فلک آواز نو
غزل شمارهٔ ۲۲۶۳
حلت علی حریمهم فی خطر لیمنوا
غزل شمارهٔ ۲۲۶۴
نیپو سر کینیکا چونم من و چونی تو
غزل شمارهٔ ۲۲۶۵
الیوم اری الحب علی العهد فعودوا
غزل شمارهٔ ۲۲۶۶
رهایی ده مرا از ننگ و نام
غزل شمارهٔ ۲۲۶۷
تن و دل ما مسخر او که مینپرد به جز بر او
غزل شمارهٔ ۲۲۶۸
و استفتشوا من یسعد یلقون این السید