دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۲۲۲۱
دل کی باشد که نگردد همگی آتش از او
غزل شمارهٔ ۲۲۲۲
چون عمر محتسبی دادکنی این جا کو
غزل شمارهٔ ۲۲۲۳
آفتاب از آسمان پرسان تو
غزل شمارهٔ ۲۲۲۴
هر چه گوهر غرقه در دریای او
غزل شمارهٔ ۲۲۲۵
یافتم ناگه رهی من سوی تو
غزل شمارهٔ ۲۲۲۶
خون مریز این عاشقان را و مرو
غزل شمارهٔ ۲۲۲۷
قصههای جان فزا را بازگو
غزل شمارهٔ ۲۲۲۸
گوش ما را هر نفس دستان نو
غزل شمارهٔ ۲۲۲۹
چشم و عقلم روشن از ایام تو
غزل شمارهٔ ۲۲۳۰
شیء لله از جمال روی تو
غزل شمارهٔ ۲۲۳۱
چشم پرخون تیغ در کف عشق او
غزل شمارهٔ ۲۲۳۲
همچو ماهی به تک آب مرو
غزل شمارهٔ ۲۲۳۳
آیی به حجرهٔ من و گویی که گَل برو
غزل شمارهٔ ۲۲۳۴
آیینه گشتهام همه بهر خیال تو
غزل شمارهٔ ۲۲۳۵
و آورد قصههای شکر از لبان تو
غزل شمارهٔ ۲۲۳۶
گه تکیه گاه خلقم و گه اژدهای تو
غزل شمارهٔ ۲۲۳۷
یا کینه را نهفتن یا عفو و حسن خو
غزل شمارهٔ ۲۲۳۸
پرهیز من ز چیست ز تو یار شرم تو
غزل شمارهٔ ۲۲۳۹
گفتند خواجه عاشق و مست است و کو به کو
غزل شمارهٔ ۲۲۴۰
زین سو نظر مکن که از آن جاست آرزو
غزل شمارهٔ ۲۲۴۱
ما با تو بس خوشیم که خوش باد وقت تو
غزل شمارهٔ ۲۲۴۲
اه که چه سوز افکند در دل گل نار تو
غزل شمارهٔ ۲۲۴۳
هر دو یکی بودهایم، جان من و جان تو
غزل شمارهٔ ۲۲۴۴
ای که هزار آفرین بر لب و دندان تو