ناهید
جلال الدین محمد مولوی

ای کرده چهره تو چو گلنار شرم تو

غزل شمارهٔ ۲۲۳۸

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

ای کرده چهره تو چو گلنار شرم تو

پرهیز من ز چیست ز تو یار شرم تو

گلشن ز رنگ روی تو صد رنگ ریخته‌ست

چون گل چرا دمید ز رخسار شرم تو

من صد هزار خرقه ز سودا بدوختم

کان جمله را بسوخت به یک بار شرم تو

صافی شرم توست نهان در حجاب غیب

دردی بریخت بر رخ گلزار شرم تو

آن دل که سنگ بود ز شرم تو آب ریخت

یا رب چه کرد در دل هشیار شرم تو

خون گشت نام کوه که نامش شده‌ست لعل

چون درفتاد در که و کهسار شرم تو

۶ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها