دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۲۲۹۳
نه او را دیدهای دیده نه او را گوش بشنیده
غزل شمارهٔ ۲۲۹۴
برآمد از وجود خویش و هر دو کون یک باره
غزل شمارهٔ ۲۲۹۵
دلم بردی نمیدانم چه آوردی دگرباره
غزل شمارهٔ ۲۲۹۶
مثال حسن و احسانت برون از حد و اندازه
غزل شمارهٔ ۲۲۹۷
میان بگشاد اسرار و میان بربست اندیشه
غزل شمارهٔ ۲۲۹۸
زهی یغما که میآرد شه قفجاق ترکانه
غزل شمارهٔ ۲۲۹۹
فسونگرم میخوانی حکایتهای شوریده
غزل شمارهٔ ۲۳۰۰
چون راهروی باری راهی که برد تا ده
غزل شمارهٔ ۲۳۰۱
دل میده و بر میخور از دلبر و دل بر به
غزل شمارهٔ ۲۳۰۲
یا مشک سقا پر کن یا مشک به سقا ده
غزل شمارهٔ ۲۳۰۳
در قعر چنین چاهی ناخورده و نابرده
غزل شمارهٔ ۲۳۰۴
ما را و حریفان را در چرخ درآورده
غزل شمارهٔ ۲۳۰۵
تو برده و من مانده من خرقه گرو کرده
غزل شمارهٔ ۲۳۰۶
تا مرد نظر باشی نی مردم نظاره
غزل شمارهٔ ۲۳۰۷
دیدی هنر خوردن بنگر هنر روزه
غزل شمارهٔ ۲۳۰۸
کز چهره بزد آتش در خیمه و در خرگه
غزل شمارهٔ ۲۳۰۹
من، چند، تو را گفتم: «کم خور دو سه پیمانه!»؟
غزل شمارهٔ ۲۳۱۰
وی از همه حاضرتر از مات سلام الله
غزل شمارهٔ ۲۳۱۱
انبه شده قالبها تا پرده جان گشته
غزل شمارهٔ ۲۳۱۲
هم خلوت و هم بیگه در دیر صفا رفته
غزل شمارهٔ ۲۳۱۳
اندیشه تو هر دم در بنده اثر کرده
غزل شمارهٔ ۲۳۱۴
اجزای مرا چشمت اصحاب نظر کرده
غزل شمارهٔ ۲۳۱۵
انگشت برآورده اندر دهنم کرده
غزل شمارهٔ ۲۳۱۶
عالم همه خندان شد بگذشت ز حد خنده