دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۲۳۱۷
جان من و جان تو در اصل یکی بوده
غزل شمارهٔ ۲۳۱۸
تو دلبر و استادی ما عاشق و این کاره
غزل شمارهٔ ۲۳۱۹
امروز تماشا کن اشکال غریبانه
غزل شمارهٔ ۲۳۲۰
خوبان چمن رفتند از باغ سوی خانه
غزل شمارهٔ ۲۳۲۱
از سر تو برون کن هی سودای گدایانه
غزل شمارهٔ ۲۳۲۲
نی عید کهن گشته آدینه دیگینه
غزل شمارهٔ ۲۳۲۳
کاستیزه همیگیرد او را مگر از لابه
غزل شمارهٔ ۲۳۲۴
دستار گرو کرده بیزار ز سجاده
غزل شمارهٔ ۲۳۲۵
احسنت زهی خرم شاباش زهی باده
غزل شمارهٔ ۲۳۲۶
رو با دگران کرده ما را نگران کرده
غزل شمارهٔ ۲۳۲۷
هر کس ز دگر جامی مستک شده کالیوه
غزل شمارهٔ ۲۳۲۸
پیروز تو واگردی فی لطف امان الله
غزل شمارهٔ ۲۳۲۹
هر عضو من از ذوقت خم عسلی گشته
غزل شمارهٔ ۲۳۳۰
ای بارخدا بر ما نرمش کن و رحمش ده
غزل شمارهٔ ۲۳۳۱
وی ساغر پرفتنه به عشاق بداده
غزل شمارهٔ ۲۳۳۲
بگذاشته ما را تو و در خود نگریده
غزل شمارهٔ ۲۳۳۳
یا یار بود یا ز بر یار رسیده
غزل شمارهٔ ۲۳۳۴
وی رخت از این جای بدان جای کشیده
غزل شمارهٔ ۲۳۳۵
درده تو یکی رطل بدان پیر یگانه
غزل شمارهٔ ۲۳۳۶
پیغمبر عشق است ز محراب رسیده
غزل شمارهٔ ۲۳۳۷
زرم بستان می چون زر مرا ده
غزل شمارهٔ ۲۳۳۸
بیا رخ بر رخان زرد من نه
غزل شمارهٔ ۲۳۳۹
شما را باز میخواند شهنشاه
غزل شمارهٔ ۲۳۴۰
که در رقص است آن دلدار و دلخواه