ناهید
جلال الدین محمد مولوی

ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه

غزل شمارهٔ ۲۳۲۱

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه

از سر تو برون کن هی سودای گدایانه

در بزم چنان شاهی در نور چنان ماهی

خط در دو جهان درکش چه جای یکی خانه

در دولت سلطانی گر یاوه شود جانی

یک جان چه محل دارد در خدمت جانانه

گر جان بداندیشت گوید بد شه پیشت

ده بر دهن او زن تا کم کند افسانه

یک دانه به یک بستان بیع است بده بستان

و آن گاه چو سرمستان می‌گو که زهی دانه

شاهی نگری خندان چون ماه و دو صد چندان

بی‌ناز خوشاوندان بی‌زحمت بیگانه

شمس الحق تبریزی آن کو به تو بازآید

آن باز بود عرشی بر عرش کند لانه

۷ بیت۶ بازدید

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها