دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۲۳۴۱
مسابق باش و وقت کار برجه
غزل شمارهٔ ۲۳۴۲
برای ضرب دست آهنین ده
غزل شمارهٔ ۲۳۴۳
به حیله کرده خود را چون ستاره
غزل شمارهٔ ۲۳۴۴
رهت خوش باد ای همراه روزه
غزل شمارهٔ ۲۳۴۵
صلای جمله یاران خانه خانه
غزل شمارهٔ ۲۳۴۶
شنیدستی مجالس بالامانه
غزل شمارهٔ ۲۳۴۷
دریدی پیرهن تو پیرهن ده
غزل شمارهٔ ۲۳۴۸
سوگند به خشم و کینه خورده
غزل شمارهٔ ۲۳۴۹
چون دیده تو کجاست دیده
غزل شمارهٔ ۲۳۵۰
خورشید گریخت یک سواره
غزل شمارهٔ ۲۳۵۱
برساخت پریر یک بهانه
غزل شمارهٔ ۲۳۵۲
برخیز و قماش ما گرو نه
غزل شمارهٔ ۲۳۵۳
وز مرکب تن شده پیاده
غزل شمارهٔ ۲۳۵۴
وی بیتو سماع مرده مرده
غزل شمارهٔ ۲۳۵۵
امشب نرهی به جان و دیده
غزل شمارهٔ ۲۳۵۶
باقی دگران همه نظاره
غزل شمارهٔ ۲۳۵۷
با خاره و سنگ چیست چاره
غزل شمارهٔ ۲۳۵۸
بنگر تو به عاشقان خیره
غزل شمارهٔ ۲۳۵۹
و آن کاسه به پیش عاشقان نه
غزل شمارهٔ ۲۳۶۰
بازآ ز خدا جزات نسیه
غزل شمارهٔ ۲۳۶۱
ما جمع و تو در میان نشسته
غزل شمارهٔ ۲۳۶۲
جانها را شیوههای جان فزا آموخته
غزل شمارهٔ ۲۳۶۳
نعره از مردان مرد و از زنان برخاسته
غزل شمارهٔ ۲۳۶۴
دل میان خون نشسته عقل و جان بگریسته