ناهید
جلال الدین محمد مولوی

فریاد ز یار خشم کرده

غزل شمارهٔ ۲۳۴۸

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

فریاد ز یار خشم کرده

سوگند به خشم و کینه خورده

برهم زده خانه را و ما را

حمال گرفته رخت برده

بر دل قفلی گران نهاده

او رفته کلید را سپرده

ای بی‌تو حیات تلخ گشته

ای بی‌تو چراغ عیش مرده

ای بی‌تو شراب درد گشته

ای بی‌تو سماع‌ها فسرده

ای سرخ و سپید بی‌تو ماندم

من زرد و شبم سیاه چرده

ای عشق تو پرده‌ها دریده

سر بیرون کن دمی ز پرده

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها