دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۲۴۱۳
عجبتر این که بتش پیش او است بنشسته
غزل شمارهٔ ۲۴۱۴
مخور تو بیش که ضایع کنی سراپرده
غزل شمارهٔ ۲۴۱۵
بدیده گریه ما را بدین بخندیده
غزل شمارهٔ ۲۴۱۶
برو که هست ز گاوان حیات گوساله
غزل شمارهٔ ۲۴۱۷
چو او نقاب گشاید فنا شود زهره
غزل شمارهٔ ۲۴۱۸
اشتر میران فی ستر الله
غزل شمارهٔ ۲۴۱۹
خوش بود مرغ جان بپریده
غزل شمارهٔ ۲۴۲۰
صنم خوش عذار پوشیده
غزل شمارهٔ ۲۴۲۱
تا به شب تا به شب همین پرده
غزل شمارهٔ ۲۴۲۲
جنگ و جفا را نفسی پست نه
غزل شمارهٔ ۲۴۲۳
لست تقول اننی ارحم من سبیته
غزل شمارهٔ ۲۴۲۴
افلح فی هوائه اصلح فیه شأنه
غزل شمارهٔ ۲۴۲۵
سکن الفؤاد بعشقه و وداده
غزل شمارهٔ ۲۴۲۶
الی کم تشد فم الخابیه
غزل شمارهٔ ۲۴۲۷
ور عقل از او آگه بدی از چشم جیحون آمدی
غزل شمارهٔ ۲۴۲۸
گویی سلیمان بر سپه عرضه نمود انگشتری
غزل شمارهٔ ۲۴۲۹
ای آمده در چرخ تو خورشید و چرخ چنبری
غزل شمارهٔ ۲۴۳۰
دانا و بینای رهی آن سو که دانی میروی
غزل شمارهٔ ۲۴۳۱
که هر کجا مرده بود زنده کنم بیحیلهای
غزل شمارهٔ ۲۴۳۲
هر ذره از خورشید تو تابنده چون دردانهای
غزل شمارهٔ ۲۴۳۳
آتش زدی در جسم و جان روح مصور ساختی
غزل شمارهٔ ۲۴۳۴
بر قلب ماهان برزدی سنجق ز شاهان بستدی
غزل شمارهٔ ۲۴۳۵
سنگین دلی لعلین لبی ایمان فزایی کافری
غزل شمارهٔ ۲۴۳۶
تا بوک رو این سو کنی باشد که با ما خو کنی