دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۲۵۰۹
فغان برخاست از جانهای مجنونان روحانی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۰
عجب امسال ای عاشق بدان اقبالگه آیی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۱
چرا بیگانهای از ما چو تو در اصل از مایی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۲
که آمد نوبت عشرت زمان مجلس آرایی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۳
چو شعری نور افشانی و زان اشعار برگویی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۴
فنا شد چرخ و گردان شد ز نور پاک دولابی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۵
زهی صورت زهی معنی زهی خوبی زهی خوبی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۶
سوی افلاک روحانی دو دیده برگشادستی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۷
مرا از روی این خورشید عارستی و ننگستی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۸
درافتد در جهان غوغا درافتد شور در هستی
غزل شمارهٔ ۲۵۱۹
به چستی و به شبخیزی چو ماه و اخترانستی
غزل شمارهٔ ۲۵۲۰
تنت گر آن چنان بودی که گفتی دل نگاره ستی
غزل شمارهٔ ۲۵۲۱
مرا صد در دکان بودی مرا صد عقل و رایستی
غزل شمارهٔ ۲۵۲۲
از آنچ زهره ساقی بیاوردش ره آوردی
غزل شمارهٔ ۲۵۲۳
به ساقی گو که زود آخر هم از اول قدح دردی
غزل شمارهٔ ۲۵۲۴
به تبریز آمدی این دم بیابان را بپیمودی
غزل شمارهٔ ۲۵۲۵
بهار جان شدی تازه نهال تن بخندیدی
غزل شمارهٔ ۲۵۲۶
ببین دریای شیرینی ببین موج گهر باری
غزل شمارهٔ ۲۵۲۷
زهی صورت بدان صورت نمیمانی که هر باری
غزل شمارهٔ ۲۵۲۸
کجا گیرد نظام ای جان به صرفه خشک بازاری
غزل شمارهٔ ۲۵۲۹
به جانی کز وصالت زاد مهجوری روا داری
غزل شمارهٔ ۲۵۳۰
که امشب مینویسد زی نویسد باز فردا ری
غزل شمارهٔ ۲۵۳۱
چو آهوی منی ای جان ز شیر نر چه غم داری
غزل شمارهٔ ۲۵۳۲
نگفتم: «با کسی منشین که باشد از طرب عاری؟!