دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۲۶۵۳
همه گریند و تو در خنده باشی
غزل شمارهٔ ۲۶۵۴
ز ساقی مست شو زین راح تا کی
غزل شمارهٔ ۲۶۵۵
تو شکلی پیکری جان را چه دانی
غزل شمارهٔ ۲۶۵۶
نه اسرار دل ما را زبانی
غزل شمارهٔ ۲۶۵۷
برو که نازنینان را نبینی
غزل شمارهٔ ۲۶۵۸
وگر کشت مرا باران فرستی
غزل شمارهٔ ۲۶۵۹
نخواهد هیچ کس را تندرستی
غزل شمارهٔ ۲۶۶۰
فرورفتی به خود غمخواره گشتی؟
غزل شمارهٔ ۲۶۶۱
کجا شد قول و سوگندی که خوردی
غزل شمارهٔ ۲۶۶۲
بدان صحرا و هامون شو که بودی
غزل شمارهٔ ۲۶۶۳
ز من چه ساقیا دامن کشیدی
غزل شمارهٔ ۲۶۶۴
وزین زندان طراران رهیدی
غزل شمارهٔ ۲۶۶۵
سماع است و نشاط و عیش آری
غزل شمارهٔ ۲۶۶۶
شکاری میکنی یا تو شکاری
غزل شمارهٔ ۲۶۶۷
خجسته باد ما را این عروسی
غزل شمارهٔ ۲۶۶۸
به تلخی میروی یا شادمانی
غزل شمارهٔ ۲۶۶۹
ز شهر تو تو باید که بمانی
غزل شمارهٔ ۲۶۷۰
از این ایام ناهموار چونی
غزل شمارهٔ ۲۶۷۱
به هر جایی که هستی جان فزایی
غزل شمارهٔ ۲۶۷۲
طعام آسمانی را سرایی
غزل شمارهٔ ۲۶۷۳
که امروز این چنین شیرین چرایی
غزل شمارهٔ ۲۶۷۴
همیگردان مرا چون آسیایی
غزل شمارهٔ ۲۶۷۵
که هر چت حق دهد میده رضایی
غزل شمارهٔ ۲۶۷۶
بگردان زوتر ای ساقی شرابی