دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۲۹۱۷
هیچ گل بیزخم خاری دیدهای
غزل شمارهٔ ۲۹۱۸
هست در کوی شما دیوانهای؟!
غزل شمارهٔ ۲۹۱۹
سرنگونان را سری درواستی
غزل شمارهٔ ۲۹۲۰
وی نگار سیمبر شاد آمدی
غزل شمارهٔ ۲۹۲۱
ره دهد ما را بر آن بالا؟ بلی
غزل شمارهٔ ۲۹۲۲
هم بهاری در میان ماه دی
غزل شمارهٔ ۲۹۲۳
نوش کردم از کف شهزادهای
غزل شمارهٔ ۲۹۲۴
کو گرفت از عاشقانش دورهای
غزل شمارهٔ ۲۹۲۵
ای دلی کز شیر شیران خوردهای
غزل شمارهٔ ۲۹۲۶
آن نمیدانم برو خوش میروی
غزل شمارهٔ ۲۹۲۷
ز میان حرم سبحانی
غزل شمارهٔ ۲۹۲۸
درنیابند چه میپنداری
غزل شمارهٔ ۲۹۲۹
نی خیالی نی پری نی بشری
غزل شمارهٔ ۲۹۳۰
تو چرا دلبر و شیرین نظری
غزل شمارهٔ ۲۹۳۱
در صد جهان نگنجی گر یک نشان بیابی
غزل شمارهٔ ۲۹۳۲
چون شمع زنده باشی همچون شرر نخسپی
غزل شمارهٔ ۲۹۳۳
دو دست را برافشان بیزار شو ز هستی
غزل شمارهٔ ۲۹۳۴
گفتی قرار یابم خود بیقرار گشتی
غزل شمارهٔ ۲۹۳۵
ورچه ز چشم دوری در جان و سینه یادی
غزل شمارهٔ ۲۹۳۶
چیزی بیار مانی از یار ما چه دیدی
غزل شمارهٔ ۲۹۳۷
اشتر در او نگنجد با آن همه درازی
غزل شمارهٔ ۲۹۳۸
در دل چگونه آید از راه بیقیاسی
غزل شمارهٔ ۲۹۳۹
شادی هر مسلمان کوری هر فسوسی
غزل شمارهٔ ۲۹۴۰
کاهل روان ره را در کار میکشانی