دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۲۹۸۹
نادیده حکم کردن باشد غرامتی
غزل شمارهٔ ۲۹۹۰
آن کس ملک ندید و نه انسان و نی پری
غزل شمارهٔ ۲۹۹۱
در حسن حوریی تو و در مهر مادری
غزل شمارهٔ ۲۹۹۲
گه لوح دل بخواندم و گه نقش کافری
غزل شمارهٔ ۲۹۹۳
دامان ما گرفته به گلزار میکشی
غزل شمارهٔ ۲۹۹۴
دم میدهی تو گرم و دم سرد میکشی
غزل شمارهٔ ۲۹۹۵
یک جان نخوانمش که جهان است آن یکی
غزل شمارهٔ ۲۹۹۶
زیرک نبودمی و خردمند گولمی
غزل شمارهٔ ۲۹۹۷
در عشق آفتاب تو همخرقه منی
غزل شمارهٔ ۲۹۹۸
سوگند بشکنی و جفا را رها کنی
غزل شمارهٔ ۲۹۹۹
زاریم نشنوی و مرا زار بشکنی
غزل شمارهٔ ۳۰۰۰
اندیشه را رها کن کاری است کردنی
غزل شمارهٔ ۳۰۰۱
کار او کند که دارد از کار آگهی
غزل شمارهٔ ۳۰۰۲
پرنور کن تو خیمه و خرگه چه شَستهای
غزل شمارهٔ ۳۰۰۳
وز روی خوب خویشت بودی نشانیی
غزل شمارهٔ ۳۰۰۴
ملک قلندرست و قلندر از او بری
غزل شمارهٔ ۳۰۰۵
آرام جان خویش ز جانان خویش جوی
غزل شمارهٔ ۳۰۰۶
وصف قلندرست و قلندر از او بری
غزل شمارهٔ ۳۰۰۷
اختر و گردون اختر و گردون برده ز زهره جام حبیبی
غزل شمارهٔ ۳۰۰۸
دل به دلم نه که تو گمشده را یافتی
غزل شمارهٔ ۳۰۰۹
اه که چه میزیبدش بدخوی و سرکشی
غزل شمارهٔ ۳۰۱۰
جان من از جان تو یابد صد ایمنی
غزل شمارهٔ ۳۰۱۱
عربده آرد مرا از ره پنهانیی
غزل شمارهٔ ۳۰۱۲
آینه با جان من مونس دیرینهای