دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۳۰۱۳
باطن او جد جد ظاهر او بازیی
غزل شمارهٔ ۳۰۱۴
بست مرا از طعام دود دل مطبخی
غزل شمارهٔ ۳۰۱۵
کان شکر میکشی با شکران میخوری
غزل شمارهٔ ۳۰۱۶
ای که درون دلی چند ز دل درکشی
غزل شمارهٔ ۳۰۱۷
عکس لبت شهد ساخت تلخی هر غورهای
غزل شمارهٔ ۳۰۱۸
سوخته باد آینه تا تو در او ننگری
غزل شمارهٔ ۳۰۱۹
جان مرا خوش بکش این نفس ار میکشی
غزل شمارهٔ ۳۰۲۰
چون تو منی من توام چند توی و منی
غزل شمارهٔ ۳۰۲۱
در کرم از آفتاب نیز سبق بردهای
غزل شمارهٔ ۳۰۲۲
گفتم: «نی» گفت: «نک، رنگ تُرُش کردهای
غزل شمارهٔ ۳۰۲۳
همدم ما یار ما نی دم بیگانهای
غزل شمارهٔ ۳۰۲۴
ز ارچلی جغد گشت حلقه چو ویرانهای
غزل شمارهٔ ۳۰۲۵
آب دگر خوردهای زانک گل آلودهای
غزل شمارهٔ ۳۰۲۶
کاسه بزن کوزه خور خواجه اگر عاشقی
غزل شمارهٔ ۳۰۲۷
صف سلیمان نگر پیش رخ آن پری
غزل شمارهٔ ۳۰۲۸
من چو کمین فلاحم تو دهیم سالاری
غزل شمارهٔ ۳۰۲۹
شیر شگرف آمد و ضعیف شکاری
غزل شمارهٔ ۳۰۳۰
نیست نکوتر ز بندگی تو کاری
غزل شمارهٔ ۳۰۳۱
جان پرانوار همچنانک تو دیدی
غزل شمارهٔ ۳۰۳۲
ده به کف ما که نور دیده مایی
غزل شمارهٔ ۳۰۳۳
شکر که دیدم روی افندی
غزل شمارهٔ ۳۰۳۴
تا سوی گلشن دست برآری
غزل شمارهٔ ۳۰۳۵
گشتم من بر بام افندی
غزل شمارهٔ ۳۰۳۶
گه چو شکاری در عجل آیی