دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۲۰۶
ای گل در باغ ما پس تو کجایی کجا ؟
غزل شمارهٔ ۲۰۷
به هنگام درد راحت جانی مرا
غزل شمارهٔ ۲۰۸
تا به کف رهزنان بازسپارد مرا
غزل شمارهٔ ۲۰۹
خانه دل آن توست خانه خدایی درآ
غزل شمارهٔ ۲۱۰
خواجه چرا میدود تشنه در این کویها؟
غزل شمارهٔ ۲۱۱
باز گلِ لعلپوش میبدراند قبا
غزل شمارهٔ ۲۱۲
بریز خون دل آن خونیان صهبا را
غزل شمارهٔ ۲۱۳
بگیر خنجر تیز و ببر گلوی حیا
غزل شمارهٔ ۲۱۴
نه رنج اره کشیدی نه زخمهای جفا
غزل شمارهٔ ۲۱۵
من از کجا غم باران و ناودان ز کجا
غزل شمارهٔ ۲۱۶
من درازقبا با هزار گز سودا
غزل شمارهٔ ۲۱۷
درآ درآ به سعادت درت گشاد خدا
غزل شمارهٔ ۲۱۸
ببافت جامع کل پردههای اجزا را
غزل شمارهٔ ۲۱۹
چو گیرد او به کنارم چه خوش بود به خدا
غزل شمارهٔ ۲۲۰
که بامداد عنایت خجسته باد مرا
غزل شمارهٔ ۲۲۱
بگو که در دل تو چیست چیست عزم تو را
غزل شمارهٔ ۲۲۲
که داد اوست جواهر که خوی اوست سخا
غزل شمارهٔ ۲۲۳
درافکند دم او در هزار سر سودا
غزل شمارهٔ ۲۲۴
مگر که در رخمست آیتی از آن سودا
غزل شمارهٔ ۲۲۵
که حلقه حلقه نشستند و در میان حلوا
غزل شمارهٔ ۲۲۶
رخ معصفر و چشم پرآب و وااسفا
غزل شمارهٔ ۲۲۷
که صبر نیست مرا بیتو ای عزیز بیا
غزل شمارهٔ ۲۲۸
فرشته را ز فلک جانب زمین کشدا
غزل شمارهٔ ۲۲۹
چو قسمتست چه جنگست مر مرا و تو را