دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۱۸۲
خاصه در عشق چنین شیرین لقا
غزل شمارهٔ ۱۸۳
به فنا ساز و در این ساز میا
غزل شمارهٔ ۱۸۴
دیدم آن جا صنمی روح فزا
غزل شمارهٔ ۱۸۵
هر ذره خاک ما را آورد در علالا
غزل شمارهٔ ۱۸۶
تا چشمها گشاید ز اشکوفه بوستان را
غزل شمارهٔ ۱۸۷
در دیده جای کردم اشکال یوسفی را
غزل شمارهٔ ۱۸۸
بس تیز گوش دارد مگشا به بد زبان را
غزل شمارهٔ ۱۸۹
چون یوسف اندر آمد، مصر و شکر به رقص آ
غزل شمارهٔ ۱۹۰
بیتو نمیگوارد، این جام باده ما را
غزل شمارهٔ ۱۹۱
چشمی چنین بگردان کوری چشم بد را
غزل شمارهٔ ۱۹۲
تا وا شود چو کاسه، در پیش تو دهانها
غزل شمارهٔ ۱۹۳
بنده و مرید عشقیم برگیر موی ما را
غزل شمارهٔ ۱۹۴
دامی نهادهام خوش آن قبله نظر را
غزل شمارهٔ ۱۹۵
چون با زنی برانی سستی دهد میان را
غزل شمارهٔ ۱۹۶
در رقص اندرآور جانهای صوفیان را
غزل شمارهٔ ۱۹۷
بشنو ز آسمانها حی علی الصلا
غزل شمارهٔ ۱۹۸
صد جامه ضرب کرد گل از لذت صبا
غزل شمارهٔ ۱۹۹
شاد آمدیت از سفر خانه خدا
غزل شمارهٔ ۲۰۰
نام بچهش چه باشد او خود پِیَش دوا
غزل شمارهٔ ۲۰۱
ناچار گفتنیست تمامی ماجرا
غزل شمارهٔ ۲۰۲
آن جا که شه نشیند و آن وقت مرتضا
غزل شمارهٔ ۲۰۳
چون صد هزار تنگ شکر در کنار ما
غزل شمارهٔ ۲۰۴
تا چه برآرد ز غیب عاقبت کار را
غزل شمارهٔ ۲۰۵
جان تو در دست ماست همچو گلوی عصا