دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۲۳۰
که بوک دررسدش از جناب وصل صلا
غزل شمارهٔ ۲۳۱
ز دم زدن نشود سیر و مانده کس جانا
غزل شمارهٔ ۲۳۲
بپرس از رخ زرد و ز خشکی لبها
غزل شمارهٔ ۲۳۳
بروبد از دل ما فکر دی و فردا را
غزل شمارهٔ ۲۳۴
که لحظه لحظه برآری ز عربده عللا
غزل شمارهٔ ۲۳۵
ترش ترش بگذشت از دریچه یار چرا
غزل شمارهٔ ۲۳۶
در این عروسی ما باد ای خدا تنها
غزل شمارهٔ ۲۳۷
یوسف دیدار ما، رونق بازار ما
غزل شمارهٔ ۲۳۸
در عیش را سره برگشا
غزل شمارهٔ ۲۳۹
قراری ندارد دل و جان ما
غزل شمارهٔ ۲۴۰
چه جان و جهان از کجا تا کجا
غزل شمارهٔ ۲۴۱
شیر غم تو خوردست مرا
غزل شمارهٔ ۲۴۲
خوش نازکنان بر پشت سقا
غزل شمارهٔ ۲۴۳
به حق چشم مست تو که توی چشمه وفا
غزل شمارهٔ ۲۴۴
همه روز اندر آن جنون همه شب اندر این بکا
غزل شمارهٔ ۲۴۵
بازخوان ای حکیم افسون را
غزل شمارهٔ ۲۴۶
بانگ آن بشنویم ما فردا
غزل شمارهٔ ۲۴۷
پس تو هم سبح اسمه الاعلی
غزل شمارهٔ ۲۴۸
جان به جان جسته یک سلام تو را
غزل شمارهٔ ۲۴۹
گل ما بیحدست و شکر ما
غزل شمارهٔ ۲۵۰
بستن در نیست نشان رضا
غزل شمارهٔ ۲۵۱
از من و ما بگذر و زوتر بیا
غزل شمارهٔ ۲۵۲
خواب نباشد ز طمع برتر آ
غزل شمارهٔ ۲۵۳
آن مه تابندهٔ فرخنده را