دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۶۶۱
بیا ای راه دان بر غول میخند
غزل شمارهٔ ۶۶۲
دل عاشق همه گلزار باشد
غزل شمارهٔ ۶۶۳
که قند تو دهانها برنتابد
غزل شمارهٔ ۶۶۴
میی دارم که هرگز کم نگردد
غزل شمارهٔ ۶۶۵
کز او دوریش خود صورت نبندد
غزل شمارهٔ ۶۶۶
وگر دارد چو من باری ندارد
غزل شمارهٔ ۶۶۷
که آتش هیزمی را تر نگیرد
غزل شمارهٔ ۶۶۸
برون شد جان ز تن جانان درآمد
غزل شمارهٔ ۶۶۹
همه چون ماهیان در آب رفتند
غزل شمارهٔ ۶۷۰
عتاب و ناز دلدارم چه خوش بود
غزل شمارهٔ ۶۷۱
که از سرنای بوی یار آید
غزل شمارهٔ ۶۷۲
که آن دلبر همی در بر نگنجد
غزل شمارهٔ ۶۷۳
گر او بر ما نخندد پس که خندد
غزل شمارهٔ ۶۷۴
دو چندان غم ز پیش ما گریزد
غزل شمارهٔ ۶۷۵
چو خاشاکی میان باد باشد
غزل شمارهٔ ۶۷۶
سگ ما چون سگ دیگر نباشد
غزل شمارهٔ ۶۷۷
عجب آن سرو خوش بالا کجا شد
غزل شمارهٔ ۶۷۸
دلم گفت اه مگر با من به کین شد
غزل شمارهٔ ۶۷۹
ز دیو خویشتن یک سر بری شد
غزل شمارهٔ ۶۸۰
کلاغان قدر تابستان چه دانند
غزل شمارهٔ ۶۸۱
ز ذوق ماش یاد ماش نبود
غزل شمارهٔ ۶۸۲
کز آن دوری خرابیها فزاید
غزل شمارهٔ ۶۸۳
از آن گر نان پزی مستی فزاید
غزل شمارهٔ ۶۸۴
ز زلفت شاخ سنبل میتوان کرد