ناهید
جلال الدین محمد مولوی

دلم را ناله سرنای باید

غزل شمارهٔ ۶۷۱

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

دلم را ناله سرنای باید

که از سرنای بوی یار آید

به جان خواهم نوای عاشقانه

کز آن ناله جمال جان نماید

همی‌نالم که از غم بار دارم

عجب این جان نالان تا چه زاید

بگو ای نای حال عاشقان را

که آواز تو جان می‌آزماید

ببین ای جان من کز بانگ طاسی

مه بگرفته چون وا می‌گشاید

بخوان بر سینه دل این عزیمت

که تا فریاد از پریان برآید

چو ناله مونس رنجور گردد

گرش گویی خمش کن هم نشاید

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها