دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۷۰۹
بر خاک در تو بازآمد
غزل شمارهٔ ۷۱۰
وان فتنه حور میخرامد
غزل شمارهٔ ۷۱۱
آن دلبر و یار ما نیامد
غزل شمارهٔ ۷۱۲
داند که خوشی، خوشی کشاند
غزل شمارهٔ ۷۱۳
بفزای که یارکان رسیدند
غزل شمارهٔ ۷۱۴
سرمایه و اصل دلبری بود
غزل شمارهٔ ۷۱۵
غزل شمارهٔ ۷۱۶
ای مایه هر مراد و هر سود
غزل شمارهٔ ۷۱۷
با او تو چنین کنی نشاید
غزل شمارهٔ ۷۱۸
آخر سر عاشقان بخارید
غزل شمارهٔ ۷۱۹
شب میگذرد روا مدارید
غزل شمارهٔ ۷۲۰
وقت سفرست خر بگیرید
غزل شمارهٔ ۷۲۱
شخصی باشد که سر ندارد
غزل شمارهٔ ۷۲۲
از ما بگریخت تا کجا شد
غزل شمارهٔ ۷۲۳
بشتاب که سخت بیگه آمد
غزل شمارهٔ ۷۲۴
زیرا که در او پری ما بود
غزل شمارهٔ ۷۲۵
یا قصه خویش بازگوید
غزل شمارهٔ ۷۲۶
شب تا برود شما بیایید
غزل شمارهٔ ۷۲۷
در خانه مهی نهان کی دارد
غزل شمارهٔ ۷۲۸
غرق دریاییم و ما را موج دریا میکشد
غزل شمارهٔ ۷۲۹
اینک آن رویی که ماه و زهره را حیران کند
غزل شمارهٔ ۷۳۰
کره تند فلک را هر سحرگه زین کنند
غزل شمارهٔ ۷۳۱
از شراب لایزالی جان ما مخمور بود
غزل شمارهٔ ۷۳۲
در هم افتادیم زیرا زور گیراگیر بود