دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۷۱۵
سرمایه و اصل دلبری بود
غزل شمارهٔ ۷۴۲
چونک رد خلق کردش عشق رو با او کند
غزل شمارهٔ ۷۶۰
گرو عشق و جنون شد، گُهرِ بحر صفا شد
غزل شمارهٔ ۷۶۵
گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟
غزل شمارهٔ ۷۷۱
دلتان به چرخ پَرَّد، چو بدن گران نماند
غزل شمارهٔ ۸۰۳
خوشتر از جان چه بود؟ از سر آن برخیزد
غزل شمارهٔ ۸۵۸
وقتی چنین به جانی جامی خرید باید
غزل شمارهٔ ۸۹۸
گفت «شهنشه خموش! جانب ما میرود»
غزل شمارهٔ ۹۳۴
که بو کنید دهان مرا چه بو دارد
غزل شمارهٔ ۱۰۷۵
کر مادرزاد را با نالهٔ سرنا چه کار؟
غزل شمارهٔ ۱۰۸۵
سگ خویش را رها کن که کند شکار دیگر
غزل شمارهٔ ۱۱۲۹
آب حیاتست عشق، در دل و جانش پذیر
غزل شمارهٔ ۱۱۳۲
چونک ببردی دلی، پردهٔ او را مدر
غزل شمارهٔ ۱۱۸۳
اوزن یلداسنا بو در قلاوز
غزل شمارهٔ ۱۲۱۵
رویت خوش و مویت خوش و آن دیگرت بیرون، خوش
غزل شمارهٔ ۱۳۱۹
دل پردرد و رخساران زردک
غزل شمارهٔ ۱۳۲۳
ان دائی و صحتی بیدیک
غزل شمارهٔ ۱۳۴۴
زُ اشتر مست که جوید ادب و علم و عمل
غزل شمارهٔ ۱۳۷۵
وین چرخِ مردمْخوار را چنگال و دندان بشکنم
غزل شمارهٔ ۱۳۹۰
در من نگر، در من نگر، بهر تو غمخوار آمدم
غزل شمارهٔ ۱۳۹۱
وقت است جان پاک را تا میر میدانی کنم
غزل شمارهٔ ۱۳۹۳
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
غزل شمارهٔ ۱۳۹۹
چونک بهارم تو شهی باغ توام شاخ ترم
غزل شمارهٔ ۱۴۰۳
ور تو بگوییم که نی، نی شکنم شکر برم