دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۴۰۹
آدمیدزد زِ زردزد کنون بیشترست
غزل شمارهٔ ۴۳۵
هر که آن جاست مر او را چه غم ست
غزل شمارهٔ ۴۴۲
بر روی و سر چو سیل دوان تا بجوی دوست
غزل شمارهٔ ۴۶۱
باده گلگونِ شه، بر گل و نسرین که راست ؟
غزل شمارهٔ ۴۷۴
بیا که از تو شود سیئاتهم حسنات
غزل شمارهٔ ۴۸۲
زکات لعل ادا کن، رسید وقت زکات
غزل شمارهٔ ۴۸۹
برون شیشه ز حال درون شیشه گواست
غزل شمارهٔ ۵۱۱
همچو میی خلق ز تو مست مست
غزل شمارهٔ ۵۲۶
تشتش فتاد از بام ما، نک سوی مجنونخانه شد
غزل شمارهٔ ۵۳۱
مستی اگر در خواب شد مستی دگر بیدار شد
غزل شمارهٔ ۵۳۹
آن کاو دلش را بردهای، جان هم غلامت میکند
غزل شمارهٔ ۵۴۹
مژده دهید باغ را، بوی بهار میرسد
غزل شمارهٔ ۵۷۵
الا ای ماه تابانم! تو را خانه کجا باشد؟
غزل شمارهٔ ۵۷۶
کنون من هم نمیگنجم، کز او این خانه پر باشد
غزل شمارهٔ ۵۹۳
تو هم ای دل ز من گم شو، که آن دلدار میآید
غزل شمارهٔ ۵۹۸
تا ذرّهصفت ما را که زیر و زبر یابد؟
غزل شمارهٔ ۵۹۹
وان چشم کجا خسپد؟ کاو چون تو شهی یابد
غزل شمارهٔ ۶۰۳
وَر زآندو یکی کم شد، ما را چه زیان دارد؟
غزل شمارهٔ ۶۰۹
و اندر دل دونهمت اسرار تو چون باشد؟!
غزل شمارهٔ ۶۱۸
چون سیر خورد مردم، کی بوی پیاز آید؟
غزل شمارهٔ ۶۲۸
خوبیِ قمر بهتر یا آنک قمر سازد؟
غزل شمارهٔ ۶۲۹
ور نی مثل کودک تا کعب همیبازد
غزل شمارهٔ ۶۴۲
معشوقِ قمرروی شکربار که دارد
غزل شمارهٔ ۷۱۴
سرمایه و اصل دلبری بود