ناهید
جلال الدین محمد مولوی

هر که بالا‌ست مر او را چه غم است

غزل شمارهٔ ۴۳۵

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

هر که بالا‌ست مر او را چه غم است

هر که آن جاست مر او را چه غم ست

که از این سو همه جان‌ست و حیات

که از این سو همه لطف و کرم است

خود از این سو که نه سوی‌ست و نه جا

قدم اندر قدم اندر قدم‌ست

این عدم خود چه مبارک جای‌ست

که مدد‌های وجود از عدم‌ست

همه دل‌ها نگران سوی عدم

این عدم نیست که باغ ارم‌ست

این همه لشکر اندیشه دل

ز سپاهان عدم یک علم‌ست

ز تو تا غیب هزاران سال‌ست

چو روی از ره دل یک قدم‌ست

۷ بیت

از همین دفتر

همهٔ شعرها