ناهید
جلال الدین محمد مولوی

چون جغد بود اصلش، کی صورتِ باز آید؟

غزل شمارهٔ ۶۱۸

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

چون جغد بود اصلش، کی صورتِ باز آید؟

چون سیر خورد مردم، کی بوی پیاز آید؟

چون افتد شیر نر از حمله حیز و غر

وز زخمهٔ کون خر کی بانگ نماز آید؟

پای تو شده کوچک از تنگی پاپوچک

پا برکش ای کوچک! تا پهن و دراز آید

بگشای به امیدی تو دیدهٔ جاویدی

تا تابش خورشیدش از عرش فراز آید

چنگا تو سری بر کن در حلقهٔ سر اندر کن

تو خویش تهی‌تر کن تا چنگ به ساز آید

۵ بیت

از همین دفتر

همهٔ شعرها