دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۱۲۸۵
چه بادههاست بتم را در آن کدوی ترش
غزل شمارهٔ ۱۲۸۶
دل خراب طپیدن گرفت از آغازش
غزل شمارهٔ ۱۲۸۷
که هر دو آب حیاتست پخته و خامش
غزل شمارهٔ ۱۲۸۸
روا بود که رساند به اصل دل دارش
غزل شمارهٔ ۱۲۸۹
چو تشنه تو باشد که باشد سقایش
غزل شمارهٔ ۱۲۹۰
یا رب آن می به است یا جامش
غزل شمارهٔ ۱۲۹۱
من بیتوبه را به کس مفروش
غزل شمارهٔ ۱۲۹۲
وان شکرش گشته چو سرکا ترش
غزل شمارهٔ ۱۲۹۳
ظلام فی ظلام من فراق الحب قد اغطش
غزل شمارهٔ ۱۲۹۴
کل خد ببینکم مخدش
غزل شمارهٔ ۱۲۹۵
بیا که سرو روانی به بوستان سماع
غزل شمارهٔ ۱۲۹۶
هزار شمع منور به خاندان سماع
غزل شمارهٔ ۱۲۹۷
که گردد آدمی غمخوار فارغ
غزل شمارهٔ ۱۲۹۸
نیکوست حال ما که نکو باد حال باغ
غزل شمارهٔ ۱۲۹۹
گویند صبح نبود شام تو را دروغ
غزل شمارهٔ ۱۳۰۰
خر او میکند ز کنجد کاغ
غزل شمارهٔ ۱۳۰۱
چون شتران رو به رو پوز نهاده در علف
غزل شمارهٔ ۱۳۰۲
چون شتران رو به رو، پوز نهاده در علف
غزل شمارهٔ ۱۳۰۳
کز ترش رویی همیرنجد دلارام ظریف
غزل شمارهٔ ۱۳۰۴
تشنه خون خودم آمد وقت مصاف
غزل شمارهٔ ۱۳۰۵
جغد نیم بر خراب هیچ ندارم طواف
غزل شمارهٔ ۱۳۰۶
ز مرغزار برون آ و صفها بشکاف
غزل شمارهٔ ۱۳۰۷
وی چشم و چراغ و یار عاشق
غزل شمارهٔ ۱۳۰۸
دررسد در حین مدد از ساقی صهبای عشق