دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۱۴۰۵
حلقه به گوش و عاشقم طبل وفاش می زنم
غزل شمارهٔ ۱۴۰۶
تا به چه شیوهها تو را من ز خدا بخواستم
غزل شمارهٔ ۱۴۰۷
تا همه سال روز و شب باقی عمر از آن خورم
غزل شمارهٔ ۱۴۰۸
چند ز برگ ریز غم زرد شوم خزان کنم
غزل شمارهٔ ۱۴۰۹
ناز رها کن ای صنم راست بگو که دادهام
غزل شمارهٔ ۱۴۱۰
دیو نیم پری نیم از همه چون نهان شدم
غزل شمارهٔ ۱۴۱۱
لابه بنده گوش کن گوش مخار ای صنم
غزل شمارهٔ ۱۴۱۲
که سنگ خاره جان گیرد بپیوند خداوندم
غزل شمارهٔ ۱۴۱۳
در آن کویی که می خوردم گرو شد کفش و دستارم
غزل شمارهٔ ۱۴۱۴
مرا می خواند آن آتش مگر موسی عمرانم
غزل شمارهٔ ۱۴۱۵
مکن ای شه مکافاتم مکن ای شه مکافاتم
غزل شمارهٔ ۱۴۱۶
ز افسونهاش مجنونم ز افسانهاش سرمستم
غزل شمارهٔ ۱۴۱۷
چه مانی تو بدان صورت که از مردم شنیدستم
غزل شمارهٔ ۱۴۱۸
کنون عزم لقا دارم من اینک رخت بربستم
غزل شمارهٔ ۱۴۱۹
برآمد موج آب چشم و خون دل نتانستم
غزل شمارهٔ ۱۴۲۰
برآور سر ز جود من که لاتأسوا نمودستم
غزل شمارهٔ ۱۴۲۱
ازیرا نعل اسبت را به هنگام چرا گردم
غزل شمارهٔ ۱۴۲۲
نه اخلاق سگان دارم نه بر مردار میگردم
غزل شمارهٔ ۱۴۲۳
چو در چرخم درآوردی به گردت زان همیگردم
غزل شمارهٔ ۱۴۲۴
جوابم داد کای زیرک بگاهت نیز هم دیدم
غزل شمارهٔ ۱۴۲۵
قبول تو دعاها را بر آن باری چه حق دارم
غزل شمارهٔ ۱۴۲۶
رخ زرین من منگر که پای آهنین دارم
غزل شمارهٔ ۱۴۲۷
نه از آبم نه از خاکم سر عالم نمیدارم
غزل شمارهٔ ۱۴۲۸
کبوتر همچو من دیدی که من در جستن بازم