دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۳۱۶۹
گردن شیر فلک افشارمی
غزل شمارهٔ ۳۱۷۱
جمع نشین، ورنه پریشان شوی
غزل شمارهٔ ۳۱۷۳
بادهٔ شاهنشهی راوقی
غزل شمارهٔ ۳۱۷۷
بسته دمی، زانک نهٔ آن دمی
غزل شمارهٔ ۳۱۷۹
اهد الی وصالهم، ذبت منالتباعد
غزل شمارهٔ ۳۱۸۰
و قولوا ان ادوایی قد استولت لافنایی
غزل شمارهٔ ۳۱۸۱
فالقهوة من شرطی، لاالتوبة من شانی
غزل شمارهٔ ۳۱۸۲
رو دلبر نوجوی، چو دربند قدیدی؟!
غزل شمارهٔ ۳۱۸۳
خرخاشی، آشوبی، جانها را مطلوبی
غزل شمارهٔ ۳۱۸۵
ولیکن دور شو، چون هوشیاری
غزل شمارهٔ ۳۱۸۶
که تو رو تازه از اصل اصولی
غزل شمارهٔ ۳۱۸۸
جننت فلا تحدث من جنونی
غزل شمارهٔ ۳۱۸۹
عجل فقد استضا صباحی
غزل شمارهٔ ۳۱۹۰
بزن ای مطرب عارف، که زهی دولت و شادی
غزل شمارهٔ ۳۱۹۱
نیمشب بر بام مایی، تا کرا میطلبی
غزل شمارهٔ ۳۱۹۴
ارحم حنین قلبی لا تسع فی ضراری
غزل شمارهٔ ۳۱۹۵
بد نام عشق جان شو، اینست نیکنامی
غزل شمارهٔ ۳۱۹۶
چون گذری بر سر کویش، پای نکو نه که نلغزی
غزل شمارهٔ ۳۱۹۷
ارنی وجهک ساعة، نقتدی ایم هو کی
غزل شمارهٔ ۳۱۹۸
تو سر خزانی، تو جان بهاری
غزل شمارهٔ ۳۱۹۹
ولا رأی فیالحب للعاقل
غزل شمارهٔ ۳۲۰۰
هذا حبیبی، عند الوء
غزل شمارهٔ ۳۲۰۱
انشد فادی، واخبر بحال
غزل شمارهٔ ۳۲۰۲
هذا سکنی، هذا مددی