دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۱۷۱۷
لولیکان را دمی بار ده ای محتشم
غزل شمارهٔ ۱۷۱۸
بسته شکرخنده را تا که بگریانیم
غزل شمارهٔ ۱۷۱۹
بیشتر آ گوهرا تا همه دریا رویم
غزل شمارهٔ ۱۷۲۰
زان سوی گردون عشق چرخ زنان آمدیم
غزل شمارهٔ ۱۷۲۱
آب حیات توایم گرچه به شکل آتشیم
غزل شمارهٔ ۱۷۲۲
ز بیخودی سر و ریش و سبال گم کردم
غزل شمارهٔ ۱۷۲۳
که لحظه لحظه تو را من عزیزتر دارم
غزل شمارهٔ ۱۷۲۴
همه شراب تو نوشم چو لب فراز کنم
غزل شمارهٔ ۱۷۲۵
در این سراب فنا چشمهٔ حیات منم
غزل شمارهٔ ۱۷۲۶
اگرچه دلق کشانم نه یار غار توام
غزل شمارهٔ ۱۷۲۷
در آن بهشت و گلستان و سبزه زار روم
غزل شمارهٔ ۱۷۲۸
وگر درم نگشایی مقیم درگاهم
غزل شمارهٔ ۱۷۲۹
ز شرطها بگذشتیم و رایگان کردیم
غزل شمارهٔ ۱۷۳۰
میان مجلس جان حلقه حلقه می گردیم
غزل شمارهٔ ۱۷۳۱
وگر سگان تو را فرش سیم خام کنیم
غزل شمارهٔ ۱۷۳۲
اشارتی که بکردی به سر به جای سلام
غزل شمارهٔ ۱۷۳۳
که عزم صد سفرستم ز روم تا سوی شام
غزل شمارهٔ ۱۷۳۴
دل غریب بیابد ز نامه شان آرام
غزل شمارهٔ ۱۷۳۵
که خواب شیرین بر عاشقان شدهست حرام
غزل شمارهٔ ۱۷۳۶
به گرد غصه و اندوه و بخت بد گردم
غزل شمارهٔ ۱۷۳۷
خدا گرفت مرا زان چنین گرفتارم
غزل شمارهٔ ۱۷۳۸
که عاشق قدح و درد و خصم تدبیرم
غزل شمارهٔ ۱۷۳۹
مثال چنگ بود آدمی نه بیش و نه کم
غزل شمارهٔ ۱۷۴۰
به خواب دوش که را دیدهام نمیدانم