ناهید
جلال الدین محمد مولوی

بار دگر ذره وار رقص کنان آمدیم

غزل شمارهٔ ۱۷۲۰

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

بار دگر ذره وار رقص کنان آمدیم

زان سوی گردون عشق چرخ زنان آمدیم

بر سر میدان عشق چونک یکی گو شدیم

گه به کران تاختیم گه به میان آمدیم

عشق نیاز آورد گر تو چنانی رواست

ما چو از آن سوتریم ما نه چنان آمدیم

خواجه مجلس توی مجلسیان حاضرند

آب چو آتش بیار ما نه بنان آمدیم

شکر که ناداشت وار از سبب زخم تو

چون که به جان آمدیم زود به جان آمدیم

شمس حق این عشق تو تشنه خون من است

تیغ و کفن در بغل بهر همان آمدیم

جز نمکت نشکند شورش تبریز را

فخر زمین در غمت شور زمان آمدیم

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها