دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۱۸۳۷
بسته ره گریز من برده دل و قرار من
غزل شمارهٔ ۱۸۳۸
صید توایم و ملک تو گر صنمیم وگر شمن
غزل شمارهٔ ۱۸۳۹
خیز معبرالزمان صورت خواب من ببین
غزل شمارهٔ ۱۸۴۰
نغنغه دگر بزن پرده تازه برگزین
غزل شمارهٔ ۱۸۴۱
تا چو خیال گشتهام ای قمر چو جان من
غزل شمارهٔ ۱۸۴۲
شور تو کرد عاقبت فتنه و شر مکان من
غزل شمارهٔ ۱۸۴۳
همچو کسان بیگنه روی به آسمان مکن
غزل شمارهٔ ۱۸۴۴
نباید بددلی کردن بباید کردن این فرمان
غزل شمارهٔ ۱۸۴۵
میان راه پیش آمد نوازش کرد چون شاهان
غزل شمارهٔ ۱۸۴۶
می چون ارغوان هشتن ز بانگ ارغنون رفتن
غزل شمارهٔ ۱۸۴۷
زهی چشموچراغ دل، زهی چشمم به تو روشن
غزل شمارهٔ ۱۸۴۸
چه باشد ناز معشوقان به جز بیگانگی کردن
غزل شمارهٔ ۱۸۴۹
بسی صنعت نمیباید پریشان را فریبیدن
غزل شمارهٔ ۱۸۵۰
عجب این عیب از چشم است یا از نو یا روزن
غزل شمارهٔ ۱۸۵۱
ز من بشنو که وقت آمد کشانش کن کشانش کن
غزل شمارهٔ ۱۸۵۲
چو زاید آفتاب جان کجا ماند شب آبستن
غزل شمارهٔ ۱۸۵۳
از آن شادی بیاید جان نهان افتد به پای من
غزل شمارهٔ ۱۸۵۴
خرابات قدیم است آن و تو نو آمده اکنون
غزل شمارهٔ ۱۸۵۵
دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
غزل شمارهٔ ۱۸۵۶
به هر بیتی یکی بوسه بده پهلوی من بنشین
غزل شمارهٔ ۱۸۵۷
درون مدرسه حجره به پهلوی شهابالدین
غزل شمارهٔ ۱۸۵۸
غزل شمارهٔ ۱۸۵۹
دلم پرنیش هجران است بهر نوش شمس الدین
غزل شمارهٔ ۱۸۶۰
خداوندم ولی دانی تو از اسرار شمس الدین