دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۱۹۳۳
ای روی تو آفتاب رخشان
غزل شمارهٔ ۱۹۳۴
تا زنده شود هزار چون من
غزل شمارهٔ ۱۹۳۵
گر زبانش تلخ گوید قند دارد در دهان
غزل شمارهٔ ۱۹۳۶
تا چهها در می دمد این عشق در سرنای تن
غزل شمارهٔ ۱۹۳۷
کو به نقشی دیگر آید سوی تو، میدان یقین
غزل شمارهٔ ۱۹۳۸
ناز گازر برنتابد آفتاب راستین
غزل شمارهٔ ۱۹۳۹
سوی عنقا می کشاند استخوان عاشقان
غزل شمارهٔ ۱۹۴۰
می زنند ای جان مردان عشق ما بر دف زنان
غزل شمارهٔ ۱۹۴۱
گر رقیب او بداند گو بدان و گو بدان
غزل شمارهٔ ۱۹۴۲
تا نداند چشم دشمن ور بداند گو بدان
غزل شمارهٔ ۱۹۴۳
بر سر کویی که پوشد جانها حله بدن
غزل شمارهٔ ۱۹۴۴
چون ببینی ابر را از اشک چاکر یاد کن
غزل شمارهٔ ۱۹۴۵
هر چه دل واله کند آن پرتو دلدار من
غزل شمارهٔ ۱۹۴۶
خود ندانستی به جز تو جان معنی دان من
غزل شمارهٔ ۱۹۴۷
گفت ای رخهای زرد و زعفرانستان من
غزل شمارهٔ ۱۹۴۸
آیت انا بنیناها و انا موسعون
غزل شمارهٔ ۱۹۴۹
بر مرید مرده خوانم اندراندازد کفن
غزل شمارهٔ ۱۹۵۰
بوی آن یار جهان آرای جان افزاست این
غزل شمارهٔ ۱۹۵۱
گر تو دست آموز شاهی خویشتن را باز بین
غزل شمارهٔ ۱۹۵۲
لقمهای اندر دهان و دیگری در آستین
غزل شمارهٔ ۱۹۵۳
آفرینها بر جمالت همچنین جان همچنین
غزل شمارهٔ ۱۹۵۴
وز شما کان شکر باد این جهان ای عاشقان
غزل شمارهٔ ۱۹۵۵
هوشیاری در میان بیخودان و مستیان
غزل شمارهٔ ۱۹۵۶
آستین را می فشاند در اشارت سوی من