دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۲۰۲۹
وی آهوی معانی آمد گه چریدن
غزل شمارهٔ ۲۰۳۰
گفتی خوشی تو بیما زین طعنهها گذر کن
غزل شمارهٔ ۲۰۳۱
چشمی ز دل برآور در عین دل نظر کن
غزل شمارهٔ ۲۰۳۲
از سوزنی چه ترسم و آن ذوالفقار با من
غزل شمارهٔ ۲۰۳۳
وآنگه مدام درده ما را مدام گردان
غزل شمارهٔ ۲۰۳۴
کن شکر با شکوران تو فتنه را مشوران
غزل شمارهٔ ۲۰۳۵
مشنو کسی که گوید آن فتنه را مشوران
غزل شمارهٔ ۲۰۳۶
آورد بار دیگر یک یک ببسته گردن
غزل شمارهٔ ۲۰۳۷
با تو ز جان شیرین شیرینتر است مردن
غزل شمارهٔ ۲۰۳۸
ای سرفراز مردی مردانه بر سرش زن
غزل شمارهٔ ۲۰۳۹
تَرکِ منِ خرابِ شبگردِ مبتلا کن
غزل شمارهٔ ۲۰۴۰
تو اصل آفتابی چون آمدی سحر کن
غزل شمارهٔ ۲۰۴۱
میسوخت و پر همیزد بر جا که همچنین کن
غزل شمارهٔ ۲۰۴۲
ای زلف شب مثالش در نیم شب سحر کن
غزل شمارهٔ ۲۰۴۳
گر دی نکرد سرما سرمای هر دو بر من
غزل شمارهٔ ۲۰۴۴
زان حلقههای زلف دلم را کمند کن
غزل شمارهٔ ۲۰۴۵
دل را مپوش پردهٔ دل را تو دل مکن
غزل شمارهٔ ۲۰۴۶
آمد بهار خرم و گشتند همنشین
غزل شمارهٔ ۲۰۴۷
برکندهای به خشم دل از یار مهربان
غزل شمارهٔ ۲۰۴۸
ای خدای که از این دام خامشان
غزل شمارهٔ ۲۰۴۹
نزدیکتر ز فکرت این نکتهها به من
غزل شمارهٔ ۲۰۵۰
عیش مرا خجسته چو دارالسلام کن
غزل شمارهٔ ۲۰۵۱
عزم عتاب و فرقت ما میکنی مکن
غزل شمارهٔ ۲۰۵۲
با ما ز خشم روی گران میکنی مکن