ناهید
جلال الدین محمد مولوی

امروز سرکشان را عشقت ز جلوه کردن

غزل شمارهٔ ۲۰۳۶

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

امروز سرکشان را عشقت ز جلوه کردن

آورد بار دیگر یک یک ببسته گردن

رو رو تو در گلستان بنگر به گل پرستان

یک لحظه سجده کردن یک لحظه باده خوردن

نگذارد آن شکرخو بر ما ز ما یکی مو

چون صوفیان جان را این است سر ستردن

دندان تو چو شد سست بر جاش دیگری رست

می‌دانک همچنین است بر مرد جان سپردن

ای خصم شمس تبریز ای دزد راه و منکر

می‌باش در شکنجه از خویش و درفشردن

۵ بیت۲ بازدید

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها