دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۲۱۴۹
سوره هل اتی بخوان نکته لافتی بگو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۰
کوس و دهل نمیچخد بیشرف دوال تو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۱
نیک مبارک آمدهست این سفرم به جان تو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۲
دوش چه خوردهای دلا راست بگو به جان تو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۳
جان همه خوش است در، سایهٔ لطف جان تو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۴
مست و خراب میروی خانه به خانه کو به کو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۵
کی برهد ز آب نم چون بجهد یکی ز دو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۶
وز می نو که دادهای جان نبرم به جان تو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۷
جان پر و بال میزند در طرب هوای تو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۸
بدهم جان بیوفا از جهت وفای تو
غزل شمارهٔ ۲۱۵۹
عرضه مکن دو دست تی پر کن زود آن سبو
غزل شمارهٔ ۲۱۶۰
همه جوشان و پرآتش کمین اندر بهانه جو
غزل شمارهٔ ۲۱۶۱
وگر نه تشنه اویم چه میجویم به جوی او
غزل شمارهٔ ۲۱۶۲
که هر بندی که بربندی بدرانم به جان تو
غزل شمارهٔ ۲۱۶۳
بهشتم جان شیرین را که میسوزد برای تو
غزل شمارهٔ ۲۱۶۴
بر خویشان و بیخویشان شبی تا روز مهمان شو
غزل شمارهٔ ۲۱۶۵
خبیر است او خبیر است او خبیر ابن الخبیر است او
غزل شمارهٔ ۲۱۶۶
غزل شمارهٔ ۲۱۶۷
مرا سیران کجا باشد مرا تحویل و رفتن تو
غزل شمارهٔ ۲۱۶۸
درون باغ عشق ما درخت پایداری تو
غزل شمارهٔ ۲۱۶۹
بمال این چشمها را گر به پندار یقینی تو
غزل شمارهٔ ۲۱۷۰
در آینه درتابی چون یافت صقال تو
غزل شمارهٔ ۲۱۷۱
هین سلسله درجنبان ای ساقی جان برگو
غزل شمارهٔ ۲۱۷۲
دل گفت که کی آمد جان گفت مه مه رو