دفتر شعر
۳۴۳۳ شعر در این دفتر
غزل شمارهٔ ۲۱۲۵
فالمکانات حجاب عن عیان اللامکان
غزل شمارهٔ ۲۱۲۶
غمز عین من ملاح فی وصال مستبین
غزل شمارهٔ ۲۱۲۷
یا قریب العهد من شرب اللبن
غزل شمارهٔ ۲۱۲۸
اقترب الوصل و افنی المحن
غزل شمارهٔ ۲۱۲۹
طَیِّبَةَ النَّفْسِ بِهِ طَائِعُون
غزل شمارهٔ ۲۱۳۰
شوریده گردد عقل او آشفته گردد خوی او
غزل شمارهٔ ۲۱۳۱
و اندر دل آتش درآ؛ پروانه شو، پروانه شو.
غزل شمارهٔ ۲۱۳۲
هستی ببینی زنده دل میدانک باشد هست او
غزل شمارهٔ ۲۱۳۳
بیزار شو بیزار شو وز خویش هم بیزار شو
غزل شمارهٔ ۲۱۳۴
از جنگ میترسانیم گر جنگ شد گو جنگ شو
غزل شمارهٔ ۲۱۳۵
پیمانه خون شفق پنگان خون پیمای تو
غزل شمارهٔ ۲۱۳۶
چون می ز داد تو بود شاید نهادن جان گرو
غزل شمارهٔ ۲۱۳۷
صد کیر خر در کون او، صد تیز سگ در ریش او
غزل شمارهٔ ۲۱۳۸
چرخی بزن ای ماه تو جان بخش مشتاقان تو
غزل شمارهٔ ۲۱۳۹
کو ساقی دریادلی تا جام سازد از سبو
غزل شمارهٔ ۲۱۴۰
در گلبنش جان صدزبان چون سوسن آزاد از او
غزل شمارهٔ ۲۱۴۱
عقل و خرد خیره او دل شکرآکنده او
غزل شمارهٔ ۲۱۴۲
روی ترش سازم از او بانگ و فغان آرم از او
غزل شمارهٔ ۲۱۴۳
عشرت چون شکر ما را تو نگهدار و مرو
غزل شمارهٔ ۲۱۴۴
گر دو جهان بتکده شد آن بت عیار تو کو
غزل شمارهٔ ۲۱۴۵
یار خوش آواز تو آن خوش دم و شش تار تو کو
غزل شمارهٔ ۲۱۴۶
پندپذیرنده نیم شور و شرر دارم از او
غزل شمارهٔ ۲۱۴۷
عنبر نی و مشک نی بوی وی است بوی او
غزل شمارهٔ ۲۱۴۸
آینه بین به خود نگر کیست دگر ورای تو